ارتباط تکوین وتشریع !

ارتباط تکوین وتشریع !

یکی از مسائل غامض بحث تقاص ومکافات دیگران است که در قدم اول با عدل شیعی سازگاری ندارد ولی با تامل در ایات وروایات زیر قابل هضم هستند :

نساء وَ لْيَخْشَ الَّذينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللهَ‌ وَ لْيَقُولُوا قَوْلاً سَديداً [9]

كسانى كه اگر فرزندان ناتوانى از خود به يادگار بگذارند [از ستم ديگران] بر آنان مى‌ترسند، بايد [از ستم درباره‌ی يتيمان مردم] بترسند! و از [مخالفت] خدا بپرهيزند، و سخنى استوار بگويند.

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَی مَوْلَی آلِ سَامٍ قَالَ قَالَ أَبُوعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) مُبْتَدِئاً مَنْ ظَلَمَ سَلَّطَ اللَّهُ عَلَیْهِ مَنْ یَظْلِمُهُ {أَوْ عَلَی عَقِبِهِ} أَوْ عَلَی عَقِبِ عَقِبِهِ قُلْتُ هُوَ یَظْلِمُ فَیُسَلِّطُ اللَّهُ عَلَی عَقِبِهِ أَوْ عَلَی عَقِبِ عَقِبِهِ فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلًا سَدِیداً.

امام صادق (علیه السلام)- عبدالأعلی گوید: امام صادق (علیه السلام) فرمود: «هرکس ظلم و ستمی را روا دارد، خداوند آن مظلوم را بر او و فرزندانش و بر فرزندان فرزندانش چیره و غالب می‌گرداند». با خودم گفتم: «او ظلم می‌کند و مظلوم بر فرزند یا فرزند فرزندش تسلّط خواهد یافت»؟! ایشان [قبل از اینکه من سخنی بگویم]، فرمود: «خداوند می‌فرماید: وَ لْیَخْشَ الَّذِینَ لَوْ تَرَکُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّیَّةً ضِعافاً خافُوا عَلَیْهِمْ فَلْیَتَّقُوا اللهَ وَ لْیَقُولُوا قَوْلًا سَدِیداً».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۴۴

الکافی، ج۲، ص۳۳۲/ بحارالأنوار، ج۷۲، ص۳۲۵/ العیاشی، ج۱، ص۲۲۳/ ثواب الأعمال، ص۲۳۴/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۷، ص۲۴۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۳، ص۱۹۱/ البرهان

لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ « انبیا23»

او (خداوند) از آنچه انجام مى‌دهد سؤال نمى‌شود، امّا آنها (مردم، در انجام كارهايشان) مورد بازخواست قرار مى‌گيرند.

(و الذی قدر فهدی ) 3 اعلی :(و آنکس که هر چیز را اندازه گیری نمود و بسوی هدفش هدایت فرمود)

ربناالذی اعطی کلی شیء خلقه ثم هدی” 50 طه : پس خداوند برای هر موجودی، نحوه زندگی او را اندازه گرفت (و درهمان راه آنرا به طور تکوینی) و هدایت و رهبری نمود

الصّادق (علیه السلام)- عَنْ مُحَمَّدِ‌بْنِ‌مُسْلِمٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِ‌اللَّهِ (علیه السلام) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَعْطی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدی قَالَ لَیْسَ شَیْءٌ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ إِلَّا وَ هُوَ یُعْرَفُ مِنْ شَکْلِهِ الذَّکَرُ مِنَ الْأُنْثَی قُلْتُ مَا یَعْنِی ثُمَّ هَدی قَالَ هَدَاهُ لِلنِّکَاحِ وَ السِّفَاحِ مِنْ شَکْلِهِ.

امام صادق ( محمّدبن‌مسلم گوید: از امام صادق (درباره‌ی عبارت: أَعْطَی کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَی سؤال کردم. امام (فرمود: «نر یا ماده‌بودن تمام مخلوقات خدا بدون استثنا، از شکلشان شناخته می‌شود». عرض کردم: «معنای ثُمَّ هَدَی چیست»؟ امام (فرمود: «خدا آن مخلوق را به‌سوی نکاح و تزویج جنس مخالفش هدایت کرده است».

تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۹، ص۲۲۰

الکافی؛ ج۵، ص۵۶۷/ وسایل الشیعهًْ؛ ج۲۰، ص۳۰۸/ نورالثقلین/ البرهان

(و ما تشاؤن الا ان یشاء الله رب العالمین ) 29 تکویر :(ولی شما هیچ چیزنمی خواهید، جز اینکه خداوند رب العالمین خواسته باشد)

وَ أَنَّ إِلى‌ رَبِّكَ الْمُنْتَهى‌ «42 نجم » وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى‌ «43» وَ أَنَّهُ هُوَ أَماتَ وَ أَحْيا «44»

و پايان و بازگشت همگان به سوى پروردگار توست. و اوست كه به خنداند و بگرياند. و اوست كه به ميراند و زنده كند

چرا زنان باید بزایند ؟!

در روایاتی معتبر از عامه وخاصه آمده که چون علت اغوای حضرت ادم ع همسرش بود بهمین جهت خدای متعال برای مکافات وکفاره زنان ، نسل دختران حوا را به حیض وزاییدن مبتلا نمود . البته فیزیولوژیک زنان هم برای برخی مسائل مناسبتراز مردان افریده شده مثلا مردان ناقص الاحساس هستند وزنان کامل الاحساس .

در معنی عقل هم باید دقت شود چون بار معنایی ان در جوامع مختلف فرق میکند . ناقص العقل /// عقل یعنی مهار . یعنی زنان در احساسات کامل هستند و مهارشان را از دست میدهند ... عَقَلْتُ البَعیرَ عَقْلاً، یعنی پای شتر را با عِقال ببند . عقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری، بند کردن، باز ایستادن و منع چیزی است. در بارۀ معنای لغوی عقل گفته شده است که عقل از �عقال� گرفته شده است؛ و �عقال� به معنای طنابی است که به وسیلۀ آن زانوی شتر سرکش را می بندند و به این دلیل به عقل، عقل می گویند که این نیروی باطنی، شهوات و هواها و خواسته های شیطانی درون انسان را به بند می کشد. همچنین واژۀ عقل و مشتقات آن در لغت به معنای فهمیدن، دریافت کردن است

وَفِي الْحَدِيثِ:
القُرْآنُ كالإِبِلِ المُعَقَّلة

ودر کاملترین کتاب لغت عرب یعنی لسان العرب امده :

وعَقَل، فَهُوَ عاقِلٌ وعَقُولٌ مِنْ قَوْمٍ عُقَلاء. ابْنُ الأَنباري: رَجُل عاقِلٌ وَهُوَ الْجَامِعُ لأَمره ورَأْيه، مأْخوذ مِنْ عَقَلْتُ البَعيرَ إِذا جَمَعْتَ قَوَائِمَهُ، وَقِيلَ: العاقِلُ الَّذِي يَحْبِس نَفْسَهُ ويَرُدُّها عَنْ هَواها، أُخِذَ مِنْ قَوْلِهِمْ قَدِ اعْتُقِل لِسانُه إِذا حُبِسَ ومُنِع الكلامَ. والمَعْقُول: مَا تَعْقِله بِقَلْبِكَ. والمَعْقُول: العَقْلُ، يُقَالُ: مَا لَهُ مَعْقُولٌ أَي عَقْلٌ، وَهُوَ أَحد الْمَصَادِرِ الَّتِي جَاءَتْ عَلَى مَفْعُولٍ كالمَيْسور والمَعْسُور.

اما روایات :

وأخرج ابن منيع وابن أبي الدنيا في كتاب البكاء وابن المنذر وأبو الشيخ في العظمة والحاكم وصححه والبيهقي في الشعب وابن عساكر عن ابن عباس قال قال الله لآدم يا آدم ما حملك على أن أكلت من الشجرة التي نهيتك عنها قال يا رب زينته لي حواء قال فإني عاقبتها بان لا تحمل الا كرها ولا تضع الا كرها ودميتها في كل شهر مرتين قال فرنت حواء عند ذلك فقيل لها عليك الرنة وعلى بناتك * وأخرج الدارقطني في الافراد وابن عساكر عن عمر بن الخطاب عن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال إن الله بعث جبريل إلى حواء حين دميت فنادت ربها جاء منى دم لا أعرفه فناداها لأدمينك وذريتك ولأجعلنه لك كفارة وطهورا

قال ابن عباس: لما أكل آدم من الشجرة قيل له لم أكلت من الشجرة التي نهيتك عنها قال حواء أمرتني قال فإني قد أعقبتها أن لا تحمل إلا كرها ولا تضع إلا كرها قال فرنت عند ذلك حواء فقيل لها الرنة عليك وعلى ولدك [وفي لفظ على بناتك].

قلت "على ولدك" وهم تفرد بها ضعيف والصواب ما رواه جماعة بلفظ "على بناتك" كما ستأتي رواياتهم

حكم الأثر: حسن صحيح موقوفاً على ابن عباس من قوله وكذلك صححه الحاكم والذهبي وابن حجر

[32565/2/1] رواه محمد بن علي بن الحسين‏[ضمير] في العلل عن علي بن أحمد بن محمد عن محمد بن أبي عبد الله الكوفي‏[مثله‏] عن موسى بن عمران النخعي عن عمه الحسين بن يزيد عن علي بن سالم عن أبيه قال سألت أبا عبد الله ع... فقال

[32565/2/2] محمد بن علي بن الحسين في عيون الأخبار عن محمد بن عمر بن علي البصري عن محمد بن عبد الله الواعظ عن عبد الله بن أحمد بن عامر الطائي عن أبيه عن الرضا ع عن آبائه ع عن علي ع في حديث أن رجلا سأله... فقال

عن علي بن محمد ، عن أبي صالح بن أبي حماد ، عن الحسين بن يزيد ، عن علي بن أبي حمزة ، عن إبراهيم ، عن أبي عبدالله ( عليه السلام ) ، قال : إن الله لما أهبط آدم ( عليه السلام ) أمره بالحرث والزرع ، وطرح عليه غرسا من غرس الجنّة ، فأعطاه النخل والعنب والزيتون والرمان ، فغرسها لعقبه وذريته ، فأكل هو من ثمارها ، فقال إبليس : ائذن لي أن آكل منه (1) شيئا فأبى ( عليه السلام ) أن يطعمه (2) ، فجاء عند آخر عمر آدم ، فقال لحوّا : قد أجهدني الجوع والعطش أريد أن تذيقيني من هذه الثمار ، فقالت له : إن آدم عهد إلي أن لا أطعمك شيئا من هذا الغرس ، وأنه (3) من الجنّة ، ولا ينبغي لك أن تأكل منه ، فقال لها : فاعصري منه في كفّي شيئا ، فأبت عليه ، فقال ذريني أمصه ولا آكله ، فأخذت عنقودا من عنب فأعطته ، فمصه ولم يأكل منه لما كانت حواء قد أكدت عليه ، فلما ذهب يعض عليه اجتذبته حواء من فيه ، فأوحى الله إلى آدم أن العنب قد مصه عدوي وعدوك إبليس ، وقد حرّمت عليك من عصيره الخمر ماخالطه نفس إبليس ، فحرّمت الخمر لان عدو الله إبليس مكر بحواء حتى أمصته العنبة ، ولو أكلها لحرمت الكرمة من أولها إلى آخرها وجميع ثمارها وما يخرج منه (4) ، ثم إنه قال لحواء : لو أمصصتيني (5) شيئا من التمر كما أمصصتيني من العنب ، فأعطته تمرة فمصّها ـ إلى أن قال : ـ ثم إن إبليس ذهب بعد وفاة آدم فبال في أصل الكرمة والنخلة ، فجرى الماء ( في عودهما ببول ) (6) عدو الله ، فمن ثم يختمر العنب والكرم (7) ، فحرّم الله على ذرية آدم كلّ مسكر ، لان الماء جرى ببول عدو الله في النخلة والعنب وصار كل مختمر خمرا ، لان الماء اختمر في النخلة والكرمة من رائحة بول عدو الله .وسايل الشيعه

برخي از ديگر روايات موجود اصلاحات و تفاصيلي لطيف تر به اين داستان افزوده اند، اما �تفسير تعليلي قصه� در تمامي روايات از يك نقش اساسي برخوردار است. از جمله اين اضافات، براي نمونه، مي توان به كيفيت توانا شدن حوّا براي فريب دادن آدم به خوردن از درخت منع شده به وسيله �به كارگيري غريزه جنسي� خود اشاره كرد; آنجا كه شيطان نقش دوجانبه اي براي فريب آن دو ايفا كرد: اول حوّا را توسط درخت منع شده فريب داد و سپس آدم را توسط حوّا (غريزه جنسي) گول زد: �شيطان آن قدر حوّا را وسوسه كرد كه او را فريفت و آدم را به حوّا بفريفت; اين گونه: هنگامي كه آدم حوّا را به عمل زناشويي فراخواند، حوّا گفت: ممكن نيست، مگر در زير آن درخت (شجره ممنوعه). پس هنگامي كه زير آن درخت رفتند، حوّا دوباره به آدم گفت: خواسته ات را برنمي آورم، مگر اينكه از (ميوه) اين درخت بخوري. و هنگامي كه هر دو از ميوه آن درخت خوردند، مناظر قبيح بدن آنان نمايان گشت.�

�خداوند از آدم پرسيد: اي آدم، اين مصيبت از طرف چه كسي به تو رسيد؟ (چه چيزي باعث شد تا در برابر امر من عصيان كني؟) آدم گفت: از طرف حوّا، بار الها!

خدا فرمود: به مجازات اين عمل، او را در هر ماه به خون آلوده خواهم نمود; همان گونه كه اين درخت به خون آلوده شد (توسط حوّا) و نيز او را سفيه و نادان قرار خواهم داد و حال آنكه قبل از اين او را بردبار آفريده بودم و نيز �آبستني� او را سخت و همراه با ناراحتي قرار خواهم داد و حال آنكه پيش از اين حمل او را آسان قرار داده بودم.�

يكي از راويان (ابن زيد) در ذيل اين قصه، چنين بيان مي دارد: �اگر اين پيشامد ناگوار براي حوّا اتفاق نمي افتاد، هيچ زني در دنيا حيض نمي ديد و تمام زنان دنيا فهميده و بردبار مي شدند و حمل تمامي آنان به آساني انجام مي پذيرفت.�

نظر مسيحيت مسيحيان همان داستاني را كه در تورات آمده، پذيرفته اند زيرا تورات جزئي از کتاب مقدس مسيحيان به شمار مي آيد لکن در تفسير و حقيقت گناه حضرت آدم ـ عليه السلام ـ نظرها مي دارند و چنين مي گويند:
شيطان به صورت مار داخل باغ شد و حوّا را راضي كرد كه از ميوه آن درخت بخورد سپس حوّا آن را به آدم داد و آدم هم از آن ميوه خورد اين عمل والدين اوليه ما تنها يك اشتباه معمولي و يا خطايي از راه بي فكري نبود بلكه عصيان عمدي بر ضدّ خالق بود به عبارت ديگر آنها مي خواستند خدا شوند و مايل نبودند مطيع اراده خدا گردند بلكه مي خواستند اميال خود را انجام دهند نتيجه چه شد خدا آنها را به شدّت سرزنش نمود و از باغ بيرون راند تا در جهان پر از درد و رنج زندگي كنند� اين تفسيري بود كه دكتر ويليام ميلر در مورد آيات انجيل به عنوان نظر و نقل از انجيل آورده است و در آن بالاترين گناه يعني ضديّت و جنگ با خدا را به آدم نسبت داده است.

روایتی که مرحوم میرزای نوری : از کتاب تحفة الاخوان نقل می کند.

روایت این است که امام صادق نقل می کنند از ابن عباس داستان خلقت آدم و حوا، رفتن به بهشت و خارج شدن آن ها از بهشت تا جایی که خداوند متعال خطاب کرد به حوا که چه شد؟ چرا چنین کردی؟ حوا گفت خدایا من خطا کردم منتهی ابلیس با فریب دادنش و قسم خوردنش من را گول زد و من فکر نمی کردم که یک بنده ای از بندگان تو قسم تو را به دروغ بخورد و باور کردم خداوند فرمود به هر حال اشتباه کردی پس خارج شو اخرجی ابدا فقد جعلتک ناقصة العقل و الدین و المیراث و الشهادة و الذکر و معوجة الخلقة شاخصة البصر اسیرة ایام حیاتک تا این که احرمنک افضل الاشیاء الجمعة از جماعت از سلام از تحیت و داوری کردم بر تو به حیض بودن، برای هر زاییدنی طعم مرگ را بکشی فانت اکثر حزنا و اکثر قلبا و اکثر دمعتا تا این که می گوید و لم یجعل منکن حاکما و پیغمبری از شما مبعوث نکردم.

Download

ادامه نوشته

چرا زنان صلاحیت تصدی بعضی امور را ندارند ؟!

با سلام

از منظر دین ؛ خالق حکیم هریک از جنس مرد یا زن را برای وظایفی خلق کرده است که کمال وسعادت هریک مرهون انجام آنهاست .
متاسفانه عده ای با شعار تساوی زن ومرد بزرگترین ضربه را به زنان زده اند تا جاییکه فمنیستها بدان اقرار کرده اند .

در اینجا عدم صلاحیت تصدی شغل قضا را برای زنان از منظر شرع مرور میکنیم .


البته به منظور عدم تکرار چون در سايتهاي مختلف مكرر بحث شده وعلت اصلي را فقدان نص بر اين امر ميدانند كه بر محققان روشن است نصوصي بسيار وارد شده است اما عمده دلايل بر عدم صلاحيت زنان بر قضاوت :

علما ومنابع اصيل ودرجه اول شيعه كه به زمان معصوم نزديك بودند همگي بر مدعاي ما اجماع دارند مثل شيخ طايفه اماميه طوسي رحمه الله صاحب دو كتاب از كتب 4 گانه شيعه همچنين رييس محدثين صدوق وشيخ كليني رحمهم الله و مدار شيعه تا همين اواخر برآن بوده حتي عامه در امر زنان شديدتر از شيعه هستند اما تعدادي از علماي متاخر كه به آخر الزمان هم نزديك هستند شك وشبهه كرده اند در بعضي ادله كه آنهم قدرت غلبه بر معارضينش را ندارد .

مطلب کاملا روشن است و مستند به کتاب و سنت واجماع وعقل ، اما تاسف براینکه بتدریج دست از عقایدمان برداشته ایم وپا جا پای سکولاریست ها میگذاریم !


البته که در اخبار آخر الزمان از معصومین علیهم السلام روایت شده که یکی از نشانه هایش تعطيلي احكام و تشابه زنان به مردان است !


ادله شارع بر محور کتاب وسنت واجماع وعقل استوار است از منظر کتاب آیاتی مانند :


وخدای سبحان هم فرمود :


أَوَمَن يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ {الزخرف/18}
). یعنی آیا جنس زنان که در لطافت و زینت پرورده می‏شوند و در خصومتها و منازعات منطقی ضعیف دارند و از احقاق حق خود ناتوان هستند (لایق فرزندی خدا هستند؟).

 

در این آیه به ضعف جسم ودیگری ضعف عقل اشاره شده است .



اين آيه بطور كلي زنان را از مردان جدا ميكند همانطور كه مفسران صدر اسلام هم گفته اند : عن ابن عباس رضي الله عنهما { أو من ينشأ في الحلية } قال : هن النساء ، فرق بين زيهن وزي الرجال ، ونقصهن من الميراث ، وبالشهادة ، وأمرهن بالقعدة ، وسماهن الخوالف .و قلما تكلمت امرأة تريد أن تتكلم بحجتها ، الا تكلمت بالحجة عليها ؛
و قضاوت از شئون اولياء الهي است و هيچيك از انبياء و ائمه عليهم السلام زن نبوده اند .

و آيات ورواياتي كه غير مستقيم دلالت دارند بر عدم شايستگي زنان در امور مردانه :

و قرن فی بیوتکن ...؛ «ای زنان پیامبر() از خانه‌هایتان بیرون نیایید...» ?(احزاب،33). البته كه دستور كلي به همه زنان است . جالب است كه پيرامون مكان قضاوت آمده كه قاضي بايد در رحبه يعني ميدان وسط شهر بنشيند و در حال نرمال قضاوت كند تا همگان اوراببينند وصداي اورا بشنوند وبه او دسترسي داشته باشند ! چطور يك زن كه بايد در خانه مستور بماند حتي در خروج از منزل از وسط راه نرود ، .... و مدتي هم از نظر جسمي مشكل دارد و اگر از منزلش خارج شود شيطان به استقبالش مي آيد ميتواند قاضي شود ؟!

واحاديث معتبر وصحيحي مانند نقصان عقول زنان و سستي ايشان كه در كتب خاصه و عامه آمده :
قَالَ وَ شَكَا رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع نِسَاءَهُ فَقَامَ ع خَطِيباً فَقَالَ مَعَاشِرَ النَّاسِ لَا تُطِيعُوا النِّسَاءَ عَلَى حَالٍ وَ لَا تَأْمَنُوهُنَّ عَلَى مَالٍ وَ لَا تَذَرُوهُنَّ يُدَبِّرْنَ أَمْرَ الْعِيَالِ فَإِنَّهُنَّ إِنْ تُرِكْنَ وَ مَا أَرَدْنَ أَوْرَدْنَ الْمَهَالِكَ وَ عَدَوْنَ أَمْرَ الْمَالِكِ فَإِنَّا وَجَدْنَاهُنَّ لَا وَرَعَ لَهُنَّ عِنْدَ حَاجَتِهِنَّ وَ لَا صَبْرَ لَهُنَّ عِنْدَ شَهْوَتِهِنَّ التَّبَرُّجُ لَهُنَّ لَازِمٌ وَ إِنْ كَبِرْنَ وَ الْعُجْبُ لَهُنَّ لَاحِقٌ وَ إِنْ عَجَزْنَ رِضَاهُنَّ فِي فُرُوجِهِنَّ لَا يَشْكُرْنَ الْكَثِيرَ إِذَا مُنِعْنَ الْقَلِيلَ يَنْسَيْنَ الْخَيْرَ وَ يَحْفَظْنَ الشَّرَّ يَتَهَافَتْنَ بِالْبُهْتَانِ وَ يَتَمَادَيْنَ فِي الطُّغْيَانِ وَ يَتَصَدَّيْنَ لِلشَّيْطَانِ فَدَارُوهُنَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ وَ أَحْسِنُوا لَهُنَّ الْمَقَالَ لَعَلَّهُنَّ يُحْسِنَّ الْفَعَالَ
وَ رَوَاهُ فِي الْعِلَلِ وَ الْأَمَالِي عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ غَيْرِ وَاحِدٍ عَنِ الصَّادِقِ ع عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَقُولُ وَ تَقَدَّمَ مَا يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ وَ يَأْتِي مَا يَدُلُّ عَلَيْهِ

اى جماعت مردم ، در هيچ حال اطاعت زن خود نكنيد و بر مال خود ايشان را امين ندانيد و نگذاريد كارهاى عيال خود را ايشان تدبير كنند... متصدى كارهاى شيطان اند. پس در هر حال مدارا كنيد باايشان و خوش رفتارى كنيد در گرفتار، شايد ايشان هم خودش رفتارى كنند.


اين هم يك روايت از دهها روايت در اين زمينه آيا اين روايت (مرسله محمد بن ابي عمير) هم ضعيف است ؟!

عَنْ قَتَادَةَ ، عَنْ أَنَسِ بْنِ مَالِكٍ ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَحَلَ وَرَجُلٌ يَسُوقُ بِنِسَائِهِ ، يُقَالُ لَهُ : أَنْجَشَةُ ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ : وَيْحَكَ يَا أَنْجَشَةُ رُوَيْدَكَ سَوْقًا بِالْقَوَارِيرِ هذا حديث متفق على صحته ، أخرجه مسلم ، عن ابن بشار ، عن أَبِي داود سليمان بْن داود ، وأخرجاه من طرق ، عن همام ، عن قتادة


یعنی: ای ساربان آهسته ران، بارت شکستنی است يعني زنان محكم نيستند واحساسي و ضعيف وشكننده هستند .


قال رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
لا تكونُ المَرأةُ حَكَما تَقضي بينَ العامَّةِ .
پيامبر خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :
زن ، نبايد قاضى باشد و ميان مردم داورى كند .کنزالعمال از دیلمی

افزايش وكاهش هورمونهاي زنانه باعث عدم تعادل جسمي ورواني در زنان در اوقات خاصي ميشود واين امر بديهي است .

بنابراين بر دانشمندان روشن است كه به شهادت آيات وروايات و اجماع و عقل ، زنان نميتوانند از عهده بعضي امور برايند و شايسته است كه بنص دين در خانه بمانند و مايه آرامش وسكونت اهل خانه شوند :

وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ {الروم/21}

بقول حكيم فردوسي رحمه الله :
زنان را همين بس بود يك هنرنشينند و زايند شيران نر


https://sites.google.com/site/hojjah/zan.zip


https://sites.google.com/site/hojjah/adam.hava.zip
 
 
 
اما در معني و مفهوم حجاب زن در قرآن كه شان نزولش چنين است :


آیات مربوط به موضوع
حجاب در دو سوره از قرآن آمده است: یکی سوره " نور " و دیگر سوره " احزاب ". در سوره نور آیه ای که مربوط به مطلب است آیه 31 می باشد. چند آیه قبل از آن آیه متعرض وظیفه اذن گرفتن برای ورود در منازل است و در حکم مقدمه این آیه می باشد. تفسیر آیات را از آنجا شروع می کنیم: «یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون* فان لم تجدوا فیها احدا فلا تدخلوها حتی یؤذن لکم و ان قیل لکم ارجعوا فارجعوا هو ازکی لکم و الله بما تعملون علیم* لیس علیکم جناح ان تدخلوا بیوتا غیر مسکونة فیها متاع لکم و الله یعلم ما تبدون و ما تکتمون* قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک ازکی لهم ان الله خبیر بما یصنعون * و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او آبائهن او آباء بعولتهن او ابنائهن او ابناء بعولتهن او اخوانهن او بنی اخوانهن او بنی اخواتهن او نسائهن او ما ملکت ایمانهن او التابعین غیر اولی الاربة من الرجال او الطفل الذین لم یظهروا علی عورات النساء، و لا یضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن و توبوا الی الله جمیعا ایها المؤمنون لعلکم تفلحون»؛ ای کسانی که ایمان آوردید! به خانه دیگران داخل نشوید مگر آنکه قبلا آنان را آگاه سازید. و بر اهل خانه سلام کنید. این برای شما بهتر است. باشد که پند گیرید. اگر کسی را در خانه نیافتید داخل نشوید تا به شما اجازه داده شود. اگر گفته شد باز گردید، بازگردید که پاکیزه تر است برای شما. خدا بدانچه انجام می دهید داناست. باکی نیست که در خانه هائی که محل سکنا نیست و نفعی در آنجا دارید (بدون اجازه) داخل شوید. خدا آنچه را آشکار می کنید و آنچه را نهان می دارید آگاه است. به مردان مؤمن بگو دیدگان فرو خوابانند و دامنها حفظ کنند. این برای شما پاکیزه تر است. خدا بدانچه می کنید آگاه است. به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فرو خوابانند و دامنهای خویش حفظ کنند و زیور خویش آشکار نکنند مگر آنچه پیدا است، سرپوشهای خویش بر گریبانها بزنند، زیور خویش آشکار نکنند مگر برای شوهران، یا پدران، یا پدر شوهران، یا پسران، یا پسر شوهران، یا برادران، یا برادر زادگان، یا خواهرزادگان، یا زنان، یا مملوکانشان، یا مردان طفیلی که حاجت به زن ندارند، یا کودکانی که از راز زنان آگاه نیستند (یا بر کامجوئی از زنان توانا نیستند) و پای به زمین نکوبند که زیورهای مخفیشان دانسته شود. ای گروه مؤمنان همگی به سوی خداوند توبه برید، باشد که رستگار شوید. (نور/ 27-31)

ودر سوره احزاب هم فرمود :

﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلَا يُؤْذَيْنَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا﴾(سورهٔ احزاب-آیهٔ ۵۹)
ای پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهای خود را بر خود فروتر گیرند این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند (به احتیاط) نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است.

همچنين :

﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ ۖ وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ ۚ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا﴾(سورهٔ احزاب-آیهٔ ۳۳)
و در خانه‏هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینتهای خود را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‏اش را فرمان برید خدا فقط می‏خواهد آلودگی را از شما خاندان (پیامبر) بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند.


اما شان نزول آيات :

واما قوله عزوجل : يا ايها النبى قل لازواجك وبناتك ونساء المؤمنين
يدنين عليهن من جلابيبهن فانه كان سبب نزولها ان النساء كن يخرجن إلى المسجد
ويصلين خلف رسول الله صلى الله عليه واله فاذا كان بالليل وخرجن إلى صلوة المغرب والعشاء الاخرة
يقعد الشباب لهن في طريقهن فيؤذونهن ويتعرضوا لهن فانزل الله عزوجل : ( يا ايها النبى
قل لازواجك وبناتك ونساء المؤمنين ) إلى قوله تعالى ( ذلك ادنى أن يعرفن فلا يؤذين
وكان الله غفورا رحيما ) .تفسير نور الثقلين


در تفسير على بن ابراهيم در شان نزول آيه چنين آمده است : آن ايام زنان مسلمان به مسجد مى رفتند و پشت سر پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) نماز مى گذاردند، هنگام شب موقعى كه براى نماز مغرب و عشا مى رفتند بعضى از جوانان هرزه و اوباش بر سر راه آنها مى نشستند و با مزاح و سخنان ناروا آنها را آزار مى دادند و مزاحم آنان مى شدند، آيه فوق نازل شد و به آنها دستور داد حجاب خود را بطور كامل رعايت كنند تا به خوبى شناخته شوند و كسى بهانه مزاحمت پيدا نكند.

اما اخبار عامه :

أخرج البخاري وابن جرير وابن مردويه عن أنس رضي الله عنه قال : قال عمر بن الخطاب رضي الله عنه : يا رسول الله يدخل عليك البر والفاجر ، فلو أمرت أمهات المؤمنين بالحجاب ، فأنزل الله آية الحجاب .

بخاري از عمر نقل كرده كه به پيامبر گفت كه اي رسول خدا بر تو نيك وبد وارد ميشوند بهتر است كه زنانت حجاب داشته باشند پس خداوند آيه حجاب را نازل كرد !


وأخرج النسائي وابن أبي حاتم والطبراني وابن مردويه بسند صحيح عن عائشة رضي الله عنها قالت : كنت آكل مع النبي صلى الله عليه وسلم طعاماً في قعب ، فمر عمر فدعاه فأكل ، فاصابت أصبعه أصبعي فقال عمر : أوه لو أطاع فيكن ما رأتكن عين .
فنزلت آية الحجاب .

بله عائشه خانم ميگويند كه من وپيامبر داشتيم غذا ميخورديم جناب عمر هم دستي رساند وانگشتانش به انگشتانم خورد پس عمر گفت اوه ! اي واي! اگر رسول اكرم حرف من عمر را گوش مي كرد، چشم نامحرمان به شما زنان نمي افتاد!!!


صرفنظر از صحت وسقم روايات مقصود بحث ما بود كه خروج زن از منزلش ومخالطه با اجانب حتي با حجاب لزومي ندارد وتبعاتي دارد .
وأخرج ابن سعد عن أنس رضي الله عنه قال : نزل الحجاب مبتنى رسول الله صلى الله عليه وسلم بزينب بنت جحش رضي الله عنها ، وذلك سنة خمس من الهجرة ، وحجب نساؤه من يومئذ وأنا ابن خمس عشرة .
وأخرج ابن سعد عن صالح بن كيسان قال : نزل حجاب رسول الله صلى الله عليه وسلم على نسائه في ذي القعدة ، سنة خمس من الهجرة .


ابن سعد، از صالح بن كيسان ، روايت كرده كه گفت : حجاب همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) در ذى القعده سال پنجم از هجرت نازل شد.
مؤ لف : اين حديث را ابن سعد، از انس نيز روايت كرده ، و در آن آمده كه سال پنجم همان سالى است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) با زينب ازدواج كرد.

و در جوامع الجامع از ام سلمه روايت آورده كه گفت : نزد رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) بودم ، و ميمونه هم حاضر بود، كه پسر ام مكتوم آمد، و اين در موقعى بود كه ما را به حجاب امر فرموده بود، به ما فرمود: در پرده شويد، عرضه داشتيم يا رسول اللّه (صلى الله عليه و آله ) ابن ام مكتوم كه نابينا است ما را نمى بيند؟ فرمود آيا شما هم نابيناييد؟ مگر شما او را نمى بينيد؟.


دقت شود كه پيامبر به زنانش حتي در برابر يك كور چه گفت ؟

اما در موارد ضروري براي قضاي حاجت زنان با رعايت حجاب كامل بوده :

وأخرج ابن جرير عن أبي صالح رضي الله عنه قال : قدم النبي صلى الله عليه وسلم المدينة على غير منزل ، فكان نساء النبي صلى الله عليه وسلم وغيرهن إذا كان الليل خرجن يقضين حوائجهن ، وكان رجال يجلسون على الطريق للغزل ، فأنزل الله { يا أيها النبي قل لأزواجك وبناتك . . . } . يعني بالجلباب حتى تعرف الأمة من الحرة .

بنابراين با توجه به مجموع آيات وروايات خروج زن از منزل در غير ضرورت هيچ توجيه شرعي ندارد و مفسده انگيز است . تا چه رسد به قضاوت زن كه مستلزم نگاه وصدا و .... وخلاصه بر خلاف روح وفطرت وكمال يك زن مومن است
 
 
بعضي گفته اند آیه نداشتن نرمش در صوت زنان مربوط به بیرون از منزل است نه ، بلکه یعنی ای زنان در داخل خانه خودتان با مردان غریب در مهمانیها از پس حجاب و خشن صحبت کنید نه این که در بیرون منزل ، زیرا در اینصورت آیه : وقرن فی بیوتکن : بی معنی وبیهوده میشد !

اى كسانى كه ايمان آورديد! به خانه هاى پيغمبر در نياييد، مگر آنكه شما را به طعامى دعوت كنند، به شرطى كه به انتظار طعام زودتر نرويد، بلكه وقتى شما را خواندند، داخل شويد، و چون طعام خورديد، متفرق گرديد، و آن جا را محل انس و گفتگو مكنيد، كه اين ، پيغمبر را ناراحت مى كند، او از شما خجالت مى كشد، ولى خدا از بيان حق خجالت نمى كشد، و چون از همسران او چيزى مى پرسيد، از پشت پرده بپرسيد، اين براى طهارت دل شما و دل آنان بهتر است ، و شما حق نداريد رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) را اذيت كنيد، و بعد از مرگش با همسران او ازدواج نماييد، اين كار تا ابد ممنوع است ، چون نزد خدا كارى عظيم است (53احزاب).

امادرمورد آیه وقرن فی بیوتکن خیلی دقت کنید ودر شان نزولش ببینید که بعد از نزو ل این آیه همسران مومن پیامبر حتی به حج و مسجد و جمعه وتشییع جنازه هم نرفتند !:
وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا (33)
 
أخرج عبد بن حميد وابن المنذر عن محمد بن سيرين قال : نبئت أنه قيل لسودة زوج النبي صلى الله عليه وسلم رضي الله عنها : ما لك لا تَحُجِّين ، ولا تعتمرين كما يفعل أخواتك؟! فقالت : قد حججت ، واعتمرت ، وأمرني الله أن أقر في بيتي ، فوالله لا أخرج من بيتي حتى أموت قال : فوالله ما خرجت من باب حجرتها حتى أخرجت بجنازتها .
 
وأخرج ابن أبي شيبة وابن سعد وعبد الله بن أحمد في زوائد الزهد وابن المنذر عن مسروق رضي الله عنه قال : كانت عائشة رضي الله عنها إذا قرأت { وقرن في بيوتكن } بكت حتى تبل خمارها .



به سوده سلام الله علیها گفته شد که چرا از خانه ات خارج نمی شوی ؟ وی فرمود : خداوند به ما امر کرده که در خانه هایمان بمانیم


و هر وقت عایشه این آیه را میخواند ، ، گریه میکرد !


وأخرج أحمد عن أبي هريرة رضي الله عنه « أن النبي صلى الله عليه وسلم قال لنسائه عام حجة الوداع هذه ، ثم ظهور الحصر قال : فكان كلهن يحجن إلا زينب بنت جحش ، وسودة بنت زمعة ، وكانتا تقولان : والله لا تحركنا دابة بعد أن سمعنا ذلك من رسول الله صلى الله عليه وسلم » .
 
ابوهریره میگوید : تمام همسران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله – بعد از حجه الوداع – به حج رفتند مگر سوده بنت زمعه و زینب بنت جحش که گفتند : بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه و آله ، هیچ مرکبی ما را حرکت نخواهد داد.
 
وأخرج ابن أبي حاتم عن أم نائلة رضي الله عنها قالت : جاء أبو برزة فلم يجد أم ولده في البيت ، وقالوا ذهبت إلى المسجد ، فلما جاءت صاح بها فقال : ان الله نهى النساء أن يخرجن ، وأمرهن يقرن في بيوتهن ، ولا يتبعن جنازة ، ولا يأتين مسجداً ، ولا يشهدن جمعة .
 
وأخرج الترمذي والبزار عن ابن مسعود رضي الله عنه عن النبي صلى الله عليه وسلم قال « إن المرأة عورة ، فإذا خرجت استشرفها الشيطان ، وأقرب ما تكون من رحمة ربها وهي في قعر بيتها » .
وأخرج ابن أبي شيبة عن ابن مسعود رضي الله عنها قال : احبسوا النساء في البيوت ، فإن النساء عورة ، وإن المرأة إذا خرجت من بيتها استشرفها الشيطان ، وقال لها : إنك لا تمرين بأحد إلا أعجب بك .
 
وأخرج ابن أبي شيبة عن عمر رضي الله عنه قال : استعينوا على النساء بالعري ، أن أحداهن إذا كثرت ثيابها ، وحسنت زينتها أعجبها الخروج .

وأخرج البزار عن أنس رضي الله عنه قال : « جئن النساء إلى رسول الله صلى الله عليه وسلم فقلن : يا رسول الله ذهب الرجال بالفضل والجهاد في سبيل الله ، فما لنا عمل ندرك فضل المجاهدين في سبيل الله؟ فقال » من قعدت منكن في بيتها فإنها تدرك عمل المجاهدين في سبيل الله « » .

وجالب حدیث زیر است که رسول الله فرمودند اگر زنی از منزلش خارج شود وتبرج کند از منافقات است :

وأخرج البيهقي في سننه عن أبي أذينة الصدفي رضي الله عنه أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قال « شر النساء المتبرجات وهن المنافقات ، لا يدخل الجنة منهن إلا مثل الغراب الأعصم » .

وأخرج ابن جرير وابن المنذر وابن أبي حاتم عن قتادة رضي الله عنه في قوله { ولا تبرجن تبرج الجاهلية الأولى } يقول : إذا خرجتن من بيوتكن ، وكانت لهن مشية فيها تكسير وتغنج ، فنهاهن الله عن ذلك .

والبته که یکی از علل جهنمی بودن اکثر زنان بنابر روایات صحیح فریقین همین عدم تسلیم در برابر خدای متعال است که به کلاغ سفید تشبیه شده اند !